تبليغاتX

*****بسم رب الشهدا و صدیقین*****

******بسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم اَللّهُمَ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسنِ صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فِی هذِهِ السّاعَهِ وَ فِی کُلِّ ساعَهِ وَلِیاً وَ حافِظاً وَ قاعِداً وَ ناصِراً وَ دلیلاً وَ عَیناً حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیِها طَویلاً بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرَّاحِمینَ***** «*****محبّ المهدی*****»

«*****محبّ المهدی*****»

درد و دل
آثار بجا مانده از یک عاشق
دیگر دوستداران امام زمان
موضوعات
آمار وب
یا صاحب الزمان:

<

واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران

نيمه شعبان 1421

شفاى پسر بچه فلج

 

يكى از اعضاى هيئت امناى مسجد مقدّس جمكران، كه بيش از بيست سال است كه توفيق خدمت به اين مسجد را دارد، چنين نقل مى كند:

«دقيقاً خاطرم نيست كه سال 51 بود يا 52. شب جمعه اى بود و من طبق معمول به مسجد مشرف شده بودم. جلوى ايوان مسجد قديمى، كنار مرحوم حاج ابوالقاسم ـ كارمند مسجد كه داخل دكه مخصوص جمع آورى هدايا بود ـ نشسته بودم. نماز مغرب و عشا تمام شده بود و جمعيت كم و بيش مشرف مى شدند. ناگهان خانمى جلو آمد در حالى كه دست دختر 12 ساله اش را گرفته بود و پسر بچه 9 ساله اى را هم در بغل داشت. نگاهى كردم و گفتم: بفرماييد! امرى داشتيد؟

زن سلام كرد و بدون هيچ مقدمه اى گفت: من نذر كرده ام كه اگر امام زمان(عليه السلام) امشب بچه ام را شفا دهد، پنج هزار تومان بدهم. حالا اول مى خواهم هزار تومان بدهم.

پرسيدم: آمدى كه امتحان كنى؟

گفت: پس چه كنم؟

بلافاصله گفتم: نقدى معامله كن; با قاطعيت بگو اين پنج هزار تومان را مى دهم و شفاى بچه ام را مى خواهم!

كمى فكر كرد و گفت: خيلى خب، قبوله. و بعد پنج هزار تومان را داد; قبض را گرفت و رفت.

آخر شب بود و من قضيه را به كلّى فراموش كرده بودم. خانمى را ديدم كه دست پسر بچه و دخترش را گرفته بود و به طرف دكّه مى آمد. به نظرم رسيد كه قبلا دختر بچه را ديده ام، ولى چيزى يادم نيامد. زن شروع به دعا كردن نمود و تكرار مى كرد و مى گفت: حاج آقا! خدا به شما طول عمر بدهد! خدا ان شاءاللّه به شما توفيق بدهد!

پرسيدم: چى شده خانم؟

گفت: اين بچه همان بچه اى است كه وقتى اول شب خدمتتان آمدم بغلم بود. و بعد پاهاى كودك را نشان داد. كاملا خوب شده بود و آثارى از ضعف يا فلج در پسرك نبود.

زن سفارش كرد كه شما را به خدا كسى نفهمد. گفتم: خانم! اين اتفاقات براى ما غير منتظره نيست. تقريباً هميشه از اين جور معجزه ها را مى بينيم.

گفت: هفته ديگر ان شاءاللّه با پدرش مى آييم و گوسفندى هم مى آوريم. هفته بعد كه آمدند، گوسفندى را ذبح كردند و خيلى اظهار تشكر نمودند. بچه را كه ديدم، او را بغل كردم و بوسيدم.

   

شفاى سرطانى

  پير مرد مى گويد:

«بيمارى من از يك سرماخوردگى ساده شروع شد; كمتر از 25 روز به قدرى حالم بد شد كه در بيمارستان شهيد مصطفى خمينى بسترى شدم. نمى توانستم غذا بخورم و پزشكان مرا به وسيله سِرم و دارو زنده نگه داشته بودند.

روزى يكى از فاميل ها به عيادتم آمد. او وقتى رفت، ديدم كه سيدى بزرگوار وارد اتاق ما شد. اتاق سه تخته بود. آقا روبروى تخت من ايستاد و فرمود: چرا خوابيده ايد؟

گفتم: بيمار هستم. قبلا مريض نبوده ام. چند روزى است كه اين طور شده ام. آقا فرمود: فردا بيا جمكران!

صبح، وقتى دكتر براى معاينه آمد، گفتم: نمى خواهم معاينه ام كنيد! گفت: مسئوليت دارد. گفتم: خودم به عهده مى گيرم. اگر بميرم، خودم مسئول خواهم بود، ولى من خوب شده ام. امام زمان(عليه السلام) مرا شفا داد. دكتر خنديد و به شوخى گفت: امام زمان كه در چاه است.

پرستار خواست سِرم مرا وصل كند كه نگذاشتم. وقتى خانواده ام به ديدنم آمدند، گفتم: مرا حمام ببريد تا آماده رفتن به مسجد جمكران شوم!

قربانى اى تهيه كردم و به مسجد مشرف شدم. در بين راه مرتب توى سَرم مى زدم و آقا امام زمان(عليه السلام) را صدا مى كردم و از عنايت آن حضرت سپاسگزارى مى نمودم.

با اين كه مدتى بود كه گويى يك تكه سنگ در شكم داشتم و ميل به غذا نداشتم، امّا اشتهايم خوب شده و انگار سنگ از بين رفته بود. البته هنوز كمى در غذا خوردن مشكل دارم كه اميدوارم امام زمان(عليه السلام)شفايم دهد».

  

شفاى مفلوج و سفارش به دعاى فرج

  يكى از خدمه جمكران مى گويد:

«يك روز قبل از عاشوراى حسينى در مسجد جمكران مشغول قدم زدن بودم. مسجد بسيار خلوت بود. ناگهان متوجه مردى شدم كه بسيار هيجان زده بود و به هر يك از خدّام كه مى رسيد، آنها را بغل مى كرد و مى بوسيد. جلو رفتم تا جريان را جويا شوم، امّا همين كه به او رسيدم مرا نيز در آغوش كشيد; مى بوسيد و اشك مى ريخت. وقتى جريان را از او پرسيدم، گفت: چند وقت قبل با اتومبيل تصادف كردم و فلج شدم. پاهايم از كار افتاد. هر شب به خدا و ائمه معصومين(عليهم السلام) متوسل مى شدم. امروز، همراه خانواده ام به مسجد آمدم. از ظهر به بعد حال خوشى داشتم; به آقا امام زمان(عليه السلام) متوسل بودم و از ايشان تقاضاى شفا مى كردم. نيم ساعت پيش، ناگهان متوجه شدم كه مسجد، نورى عجيب و بوى خوشى دارد. به اطراف نگاه كردم و ديدم كه مولا اميرالمؤمنين، امام حسين، قمر بنى هاشم و امام زمان(عليهم السلام) در مسجد حضور دارند. با ديدن آنها دست و پاى خود را گم كردم. و نمى دانستم چه كنم كه امام زمان(عليه السلام) به من نگاه كرد و همان لحظه لطف ايشان شامل حالم شد و به م                                                  ن فرمود: شما خوب شديد! برويد و به ديگران بگوييد كه براى فرج من دعا كنند كه ظهور ان شاءاللّه نزديك است. بعد ادامه داد: امشب عزادارى خوب و مفصلى در اين جا برقرار مى شود كه ما هم حضور داريم».

  ] خادم مى گويد: «مردِ شفا گرفته يك انگشترى طلا به دفتر داد و با خوشحالى رفت. مسجد خلوت بود. آخر شب، هيأتى از تبريز به جمكران آمد و به عزادارى و نوحه خوانى پرداختند. مجلس بسيار با حال و سوزناك بود. من همان لحظه به ياد حرف آن مرد افتادم».

   

شفاى مسموم در حال مرگ

  جوان مى گويد:

«به دليل مسموميّت، چند روزى در بيمارستان نمازى شيراز بى هوش بودم. پزشكان از مداواى من قطع اميد كرده بودند. برادرم كه در آن لحظات كنار تخت من بود، مى گفت: ديدم كه خط صافى روى صفحه اى كه نوار قلب را نشان مى داد، ظاهر شد.

او گريه مى كند و خود را روى من مى اندازد. دكترها او را از اتاق بيرون مى برند و دستگاه ها را از بدن من جمع مى كنند. آنها مى خواستند جنازه ام را تحويل دهند كه ناگهان آثار حيات در من ظاهر مى شود: قلبم شروع به كار مى كند و فشار خون از 3 به 10 مى رسد. پزشكان سريعاً مرا براى دياليز و تصفيه خون به بيمارستان سعدى و صحرايى مى برند. عقيده پزشكان بر اين بود كه اگر دياليز هم مى شدم، باز هم معلوم نبود كه زنده بمانم، اما من زنده شدم.

عمه ام كه زن مؤمن و با تقوايى است و هميشه ائمه معصومين(عليهم السلام)را در خواب مى بيند و 79 سال هم سن دارد، موقعى كه حال من خيلى بد بود و خبر مردن مرا برايش برده بودند، همان شب در خواب امام زمان(عليه السلام)را مى بيند كه حضرت فرموده بودند: نترسيد و ناراحت نباشيد كه ما شفاى جوان شما را از خدا خواسته ايم. خدا جوان شما را شفا خواهد داد.

عمه ام از خواب بيدار مى شود و بوى عطر آقا را استشمام مى كند و به افراد فاميل خبر شفاىِ مرا مى دهد. ابتدا همه او را مسخره مى كنند، ولى بالاخره معجزه به وقوع مى پيوندد. من نيز بعد از اين معجزه براى قدردانى به مسجد جمكران مشرف شدم».

   

دعا براى فرزندار شدن

  مرد مى گويد:

«شانزده سال بود كه ازدواج كرده بودم، ولى صاحب فرزند نمى شدم. مراجعه به دكترهاى متخصص و مصرف داروهاى متنوع، نتيجه اى نداد. پزشكان بر اين عقيده بودند كه من و همسرم سالم هستيم، اما علت بچه دار نشدن ما را تشخيص نمى دادند.

خلاصه، از همه جا نااميد شده و زندگى ما در سرازيرى سقوط بود. روزى يكى از دوستان به من گفت: كمتر به دكتر مراجعه كن! برو خدمت آقا امام زمان(عليه السلام) و از حضرت خواسته ات را طلب كن!

دل شكسته و اميدوار به مسجد جمكران مشرف شدم و بعد از خواندن نماز، متوسّل شدم. چند روزى نگذشت كه حضرت واسطه فيض شده و خداوند هم يك فرزند پسر به من عنايت نمود كه الحمدلله سالم است و حالش هم خوب است».

 

شفاى مجروح و معلول مغزى

  پدرِ كودك 5 ساله مى گويد:

«در اثر تصادف با اتومبيل، پسرم از دست، پا و جمجمعه مجروح شد. سه سال در بيمارستان فيروزگر و بيمارستان حضرت فاطمه(عليها السلام) در تهران تحت درمان بود. بعد از بهبودى سر پسرم، پزشكان نظر دادند كه او 60% نقص عضو دارد; 30% مقاومت جمجمه در برابر عفونت و ضربات عفونى احتمالى ايجاد شده از دست رفته است، 10% هم در راه رفتن مشكل خواهد داشت و 20% قواى عقلى او از بين رفته است كه در اين موارد از دست هيچ كس كارى ساخته نيست و شما هم به دكترها مراجعه نكنيد. چون سودى ندارد.

من به خدا و ائمه اطهار(عليهم السلام) متوسل شدم. در ايامى كه فرزندم سالم بود، هر شب چهارشنبه و جمعه با هم به زيارت مى آمديم. او را شب پنج شنبه كه خلوت بود به مسجد جمكران آوردم تا شايد لطف خدا و آقا امام زمان(عليه السلام) شامل حال ما شود. من و پسرم به مسجد، كنار منبر رفتيم و من مشغول نماز خواندن شدم. ساعت 10 شب يك نفر كه گويى از شهرستان آمده بود، غذا آورد و رفت. عده اى ساعت 40/10 دقيقه به مسجد مشرف شدند و بالاى سر پسرم دعا خواندند. تقريباً بعد از پانزده دقيقه كه گذشت، ديدم كه پسرم مهدى از جا پريد و خود را در بغل من انداخت و گفت: بابا من خوب شدم».

   

 

>

[+] نوشته شده توسط یکی ار محبان به ولایت مهدی در 11:6 | |

<

 

باز هم جمعه ای آمد ولی تو نیامدی

باز هم روزی گذشت ولی تو نیامدی

ولی ما همچنان سخت منتظریم یا صاحب الزمان

>

[+] نوشته شده توسط یکی ار محبان به ولایت مهدی در 18:39 | |

<

يا صاحب الزمان ادركنا

به مردم بگو به اين مكان (مسجد مقدَس جمكران) رغبت كنند و آنرا عزيز دارند.

(از فرمايشات حضرت مهدى عليه السلام به حسن بن مثله جمكرانى)

مسجد مقدس جمكران در نزديكى شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذيراى زائرينى از نقاط مختلف ايران و جهان مى باشد. اين مكان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم(اوراحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شيعيانشان خواسته اند كه به اين مكان مقدس روى آورند، چرا كه اين مكان، داراى زمين شريفى است و حق تعالي آن را از زمين هاي ديگر برگزيده است.

لذا سزاوار است كه زائرين عزيز، از بركات اين مكان مقدس، حداكثر استفاده را ببرند و مراقب باشند كه مسائل فرعي توجه شان را به خود جلد نكند و خود را در برابر حضرت مهدى (اوراحنا فداه) حاضر ببينند و از انجام اعمالي كه قلب مبارك آن حضرت را آزده مي سازد خوددارى كنند.

شايان توجه است كه علما و شيفتگان آن حضرت استفاده هاى فراوان از اين مسجد مقدس برده اند. بنابر اين سعى كنيد در اين مكان مقدس، لحظاتى را با عزيز خلوت كرده و خالصانه براى ظهور مقدس حضرتش دعا كنيد، چرا كه بر طرف شدن گرفتاريها تنها با ظهور آقا امكان پذير است.

شما اى زائران عزيز كه به اين محل نوراني مشرف شده است! در نظر داشته باشيد كه مسجد مقدس جمكران، محل رفت و آمد امام مهدى (اوراحنا فداه) است و آن حضرت بر اعمال همه ما در اين مكان نظارت دارند. لذا بگونه اى در اين مسجد باشيم كه آقا از ما خشنود شود و الطاف و عناياتش شامل حالمان گردد.

 

تاريخچه

شيخ حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند:

برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.

آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:

برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مىكند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند.

عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:

تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مىدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد.

 

نماز امام زمان عليه السلام

به مردم بگو: به اين مكان رغبت كنند و آنرا عزيز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند.

دو ركعت اول:

به نيت نماز تحت مسجد است، در هر ركعت آن يك حمد و هفت بار (قل هوالله احد) خوانده مىشود و در حالت ركوع و سجود هم هفت مرتبه ذكر را تكرار كنند.

دو ركعت دوم:

به نيت نماز امام زمان عليه السلام خوانده مىشود، بد ين صورت كه سوره حمد را شروع كرده و آيه (اياك نعبد و اياك نستعين) صد مرتبه تكرار مىشود و بعد از آن، بقيه سوره حمد خوانده مىشود، و سپس سوره (قل هو الله احد) را فقط يك بار خوانده و به ركوع رفته و ذكر (سبحان ربى العظيم و بحمده) هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.

و سپس به سجود رفته و ذكر (سبحان ربى الاعلى و بحمده) نيز هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.

ركعت دوم را نيز به همين ترتيب خوانده، چون نماز به پايان برسد و سلام داده شود، يك بار گفته مىشود (لا اله الا الله) و به دنبال آن تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام خوانده شود وبعد از آن به سجده رفته و صد بار بگويند: (اللهم صل على محمد و آل محمد).

آنگاه امام عليه السلام فرمودند: هر كه اين دو ركعت نماز را در اين مكان (مسجد مقدس جمكران) بخواند مانند آن است كه دو ركعت نماز در كعبه خوانده باشد.

چون به راه افتاد م، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند:

بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خريدارى كن و بدين مكان آور و آنرا بكش و بين بيماران انقاق كن، هر بيمار و مريضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد.

حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند يشه بودم، تا اينكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذ ر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتيم، و در آنجا زنجيرهايى را ديديم كه طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان مىداد.

سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيد يم، خادم او گفت: آيا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت:

حسن به مثله، از جمكران نزد تو مىآيد، هر چه او گويد، تصديق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.

از هنگام بيدار شدن تا اين ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعريف كردم، سيد بلافاصله فرمود تا اسب ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شديم، چون به نزديك روستاى جمكران رسيد يم، گله جعفر كاشاني را ديد يم، آن بز از پس همه گوسفندان مىآمد، چون به ميان گله رفتم، همينكه بز مرا ديد به طرف من دويد، جعفر سوگند ياد كرد كه اين بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا نديده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنايت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقيه الله ارواحنا فداه شفا يافت.

ابو الحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمكران را ينا كرد و آن را با چوب پوشانيد.

سپس زنجيرها و ميخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بيمار و دردمندى كه خود را به آن زنجيرها مىماليد، خداى تعالى او را شفاى عاجل مىفرمود، پس از فوت سيد ابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر كسى آنها را نديد.

(تلخيص از كتاب نجم الثاقب، ص 383

 

 

>

[+] نوشته شده توسط یکی ار محبان به ولایت مهدی در 18:21 | |

<

 

 

 

 

>

[+] نوشته شده توسط یکی ار محبان به ولایت مهدی در 14:20 | |

<

 

 

اشكم روي دو ديده اي آخرين سپيده             ياس خوشبوي نرگس وقت دعا رسيده

 

ديده به راهم ، اي گل طاها                               چشم انتظارم يوسف زهرا

 

العجل مولا مولا مولا                                      العجل مولا مولا مولا

 

منتظرم منتظرم تا فصل هم عهدي بياد          با ذوالفقار حيدري صاحبمون مهدي بياد

 

تا كه به نامت آقاجون رفيق و آشنا شدم          از همه جا از همه كس بريدم و جدا شدم

 

زمزمه ي نام شما اي گل ناز فاطمه                  تموم دلخوشيم شده ورد زبون قلبمه

 

يابن الزهرا بيا بيا بيا

 

رشته ي مهرمو آقا به خيمه ي تو بسته ام           گرچه هزاران مرتبه قلب تو را شكسته ام

 

از كوچيكيم تا به حالا عاشق و مجنون توام        لحظه به لحظه عمرمومديون ومرهون توام

 

كبوتر دل منو تو آشيونه داده اي       به اين شكسته بال وپرتو آب و دونه داده اي

 

يابن الزهرا بيا بيا بيا

 

ابا صالح ابا صالح ابا صالح يا ابا صالح

 

فضاي اين دل ديوانه گرفته بوي گل نرگس        دلم نشسته چوپروانه در آرزوي گل نرگس

 

سزد زغصه بميرم من زدرد وغربت وتنهايي          هميشه ذكر فرج دارم ولي چرا تو نمي آيي

 

منم كه زشت وسيه چهره تو درنهايت زيبايي                 منم فقير فقيرانم تو در نهايت دارايي

 

ابا صالح ابا صالح ابا صالح يا ابا صالح

 

چه مي شود بشود روزي سراغ خيمه ي سبزتو          كه روزي ام بشود روزي طعام خيمه ي سبز تو

 

دوباره پاي گنه كارم به بزم عيش تو واگشته      سرم به زير و شكسته دل دو ديده پرزحيا گشته

 

ابا صالح ابا صالح ابا صالح يا ابا صالح

 

>

[+] نوشته شده توسط یکی ار محبان به ولایت مهدی در 19:59 | |

<

برخی از فضائل صلوات

 

 

1000مرتبه صلوات تا چهل شب**

 

درکتاب کیمیای محبت از زبان شیخ رجبعلی نقل شده است

که هزار مرتبه صلوات تا جهل شب برای ایجاد محبت خدا

در دل خیلی موثر است.

 

 

 

550مرتبه,اللهمّ صلّ علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها بعدد*

*ما احاط به علمک

 

بین خواص,مشهور است که صلوات برحضرت فاطمه زهرا

به این صورت به عدد پانصد و پنجاه مرتبه باعث دفع بلایا

و فتح ابواب حواعج می شود.

 

 

 

*100مرتبه صلوات*

 

حضرت رضا «عليه السلام» می فرمايند : هر کس روز جمعه

صد مرتبه صلوات بر رسول خدا بفرستد,شصت حاجت

او روا مي شود,سی حاجت در دنيا و سی حاجت درآخرت.

*يک مرتبه صلوات*

امام صادق «عليه السلام» مي فرمايند : هر کس يک مرتبه از روی

اخلاص و ميل قلبی به رسول خدا« عليه السلام» صلوات بفرستد,

حق تعالی صد حاجت او را روا مي سازد,سی حاجت در دنيا

و هفتاد حاجت در آخرت.

 

 

 

اللهّم صلّ عَلی مٌحمّد و ال مٌحمّد کَما بارکَتَ عَلی ابراهيم**

 

مداومت کردن به اين ذکر برای شفای بيمارانی که اطباء

جواب کرده اند و اميدی به درمان نيست,مناسب است.

به رسول خدا «ص» زياد صلوات بفرستد وبهتر است به

اين صورت فرستاده شود.

 

 

 

 

در کتاب عده الداعی از حضرت رسول(ص)روايت شده که

«هرکس صبح جمعه بعد از اذان صبح ده مرتبه سوره ى

كافرون را بخواند و بعد صد(اللهم صل علی النبی الامی محمد و ال و

سلم)را بگويد,هرخواسته ای که داشته باشد بر اورده

می شود.

 

 

ختم صلوات جهت حوائج و اداء دین**

 

در کتاب مفاتیح الحاجات امده جهت حوائج و اداء دین,

این ختم از جمله اذکار مجرب است.به این صورت که

شب جمعه,غسل نماید(شبهای بعد ضروری نیست)و در

هرشب صد یا هزارمرتبه اذکارذیلرا به شرحی که می اید

بگوید:

شب جمعه اول : اللهم صّل علي محمد و ال محمد.

شب شنبه اول : اللهم صّل علي امير المومنين.

شب يكشنبه اول : اللهم صّل علي فاطمه.

شب دوشنبه اول : اللهم صّل علی الحسن.

شب سه شنبه اول : اللهم صّل علی الحسين.

شب چهارشنبه اول : اللهم صّل علی علیّ بن الحسين.

شب پنج شنبه اول : اللهم صّل علی محمد بن علی.

شب جمعه دوم : اللهم صّل عَلی جعفر بن محمد.

شب شنبه دوم : اللهم صّل علی موسی بن جعفر.

شب یکشنبه دوم : اللهم صّل علی علی بن موسی.

شب دوشنبه دوم : اللهم صّل علی محمد بن علی.

شب سه شنبه دوم : اللهم صّل علی علی بن محمد.

شب چهارشنبه دوم : اللهم صّل علی حسن بن علی.

شب پنج شنبه دوم : اللهم صّل علی الحجه بن الحسن.

شب جمعه سوم(شب اخر) : اللهم صل علی العباس الشهيد.

 

>

[+] نوشته شده توسط یکی ار محبان به ولایت مهدی در 19:49 | |

<

       

In The Nmae Of God

 

Let us rejoice indeed
اجازه دهید که به یک شادمانی واقعی بپردازیم
For this is the day of Eid
برای آنکه امروز عید می باشد

 

لا اله الا الله
هیچ پروردگاری به غیر از خداوند نمی باشد

محمد رسول الله
محمد فرستاده ی خداوند است
عليه صلوات الله
درود خدا بر او باد

 

Children are wearing new clothes
کودکان لباس های نویی را بر تن می کنند
Bright colours fill the streets
و رنگ های روشن سرتاسر خیابان را در بر می گیرد
Their faces full of laughter
چهره هایشان سرشار از شادی و خنده است
Their pockets full of sweets
و جیب هایشان مملو از شیرینی و نقل و نبات می باشد

 


Mosques are full of worshippers
مساجد پر از نمازگذارانی است که به آنجا آمده اند
in rows straight and neat
و در صف های مرتب و منظمی به جماعت می ایستند
Their Lord they remember, His name they repeat
به طور مداوم  خداوند را در خاطر دارند و ذکر او را تکرار می کنند
Their hands are raised to the sky
دست هایشان رو به آسمان بلند است
They supplicate and plead
و به درگاه خداوند تضرع و خواهش می کنند
On this blessed day
در این روز مبارک
Forgive us they entreat
گناهان ما را ببخش , چیزی است که آنها از خداوند می خواهند

 

People are giving charity
مردم به دستگیری از مستمندان می پردازند
And helping those in need
و به کسانی که نیاز دارند و محتاج هستند , کمک می کنند
In giving they’re competing
و در نیکوکاری و انجام کارهای خیر از یکدیگر پیشی می گیرند
Today there is no greed
امروز هیچ تنگ نظری و طمعی وجود ندارد

 

Enemies embracing each other
کسانی که از یکدیگر کینه به دل دارند همدیگر را در آغوش می گیرند
All hatred is buried
و نفرت و دشمنی در اعماق خاک ها مدفون شده است
Everyone is celebrating
همه در حال جشن و شادمانی هستند
Greeting everyone they meet
و به هر کسی که دیدار می کنند تبریک می گویند

 

 

 

  اکنون برای اینکه کمی با امام زما ن (عج) انس بگیریم دعای عهد را می خوانیم

 

            بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَ رَبَّ النُّورِ العَظیم ، وَ رَبَّ الکُرسِیِّ الرَّفیِع،وَ رَبَّ البَحرِ المَسجُور وَ مُنزِلَ التَّوراتِ وَالاِنجیلِ و الزَّبُورِ، وَ مُنزِلَ القُرآنِ الفُرقانِ العَظِیم ، وَ رَبَّ المَلئِکَهِ المُقَرَّبیِن ، وَالاَنِبیا ءِ وَالمُرسَلین ، اَللّهُمَ اِنّی اَسئَلُکَ بِوَجهِکَ بِاسمِکَ الکَریم ، وَ بِنُورِ وَجهِکَ المُنیر، وَ مُلکِکَ القَدیم ، یا حَیُّ یا قَیُّومّ ، اَسئَلُکَ بِاسمِکَ الَّذِی اَشرَقَت بِهِ السَّماواتُ وَالاَرضُون ، وَ بِاسمِکَ الَّذِی یَصلَحُ بِهِ الاَوَّلُونَ وَالاَخِرُون ، یا حَیّاً قَبلَ کُلِ حَیّ ، وَیا حَیّاً بَعدَ کُلِ حَیّ ، وَ یا حَیّاً حِینَ لا حَیّ ، یا مُحیِیَ المَوتی ، وَ مُمیتَ الاَحیاءِ ، یا حَیَّ لا اِلهَ اِلّا اَنت ، اَللّهُمَ بَلِّغ مَولانَا الاِمامَ الهَادِی المَهدیَّ القائِمَ بِاَمرِکَ ، صَلواتُ اللهِ عَلیهِ وَاَلا آبائِهِ الطّاهِرین ، عَن جَمیِعِ المُومِنینَ وَالمُومِناتِ فِی مَشارِقِ الاَرضِ وَ مَغارِبِها ، سَهلِها وَ جَبَلِها ، وَ بَرِّها وَ بَحرِها ، وَ عَنِّی وَ عَن والِدَیَّ مِنَ الصَّلواتِ زِنَهَ عَرشِ اللهُ ، وَ مِدادَ کَلِماتَهُ وَ ما اَحصَاهُ بِهِ عِلمُهُ کِتابُهُ ، وَ اَحاطَ بِهِ کِتابُهُ عِلمُهُ ، اَللّهُمَ اِنِّی اُجَدِّدُلَهُ فِی صَبیحَهِ یَومِی هذا وَما عِشتُ مِن اَیَّامِی ، عَهداً وَ عَقداً وَ بَیعَهًَ لَهُ فِی عُنُقِی ، لا اَحُولُ عَنهَا ، وَ لا اَزُولُ اَبَداً اَللّهُمَ اجعَلنِی مِن اَنصَارِهِ وَ اَعوانِهِ ، وَالذَابِّینَ عَنهُ ، وَ المُسَارِعیِنَ اِلَیهِ فِی قَضَاءِ حَوائِجِهِ ، وَ المُمتَثِلیِنَ لِاَوامِرِهِ ، وَ المُحامِینَ عَنهُ ، وُ السَّابِقینَ اِلی اِرادَهِ ، وَالمُستَشهَدیِنَ بَینَ یَدَیهِ ، اَللّهُمَ اِن حَالَ بَینِی وَ بَینَهُ المَوتُ ، الَّذِی جَعَلتَهُ عَلَی عِبادِکَ حَتماً مَقضِیّاً ، فَاَخرِجنِی مِن قَبرِی مُوتَزِراً کَفَنِی ، شاهِراً سَیفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی ، مُلَبِّیاً دَعوَتَ الّداعِی فِی الحاضِرِ وَالبَادِی ، اَللّهُمَ اَرِنِی الطَّلعَهَ الرَشیِدَهِ ، وَالغُرَّهَ الحَمیِدَهُ ، وَاکحُل نَاظِری بِنَظرَهٍ مِنّی اِلَیهِ ، وَ عَجِّل فَرَجَهُ ، وَ سَهِّل مَخرَجَهُ ، وَ اَوسِع مَنهَجَه ، وَاسلُک بِی مَحَجَّتَه ، وَ اَنفِذ َامرَهُ ، وَاشدُد اَزرَهُ ، وَاعمُر اَللّهُمَ بِهِ بِلادَکَ ، وَ اَحیَ بِهِ عِبادَکَ ، فَاِنَّکَ قُلتَ وَ قَولُکَ الحَقّ ، ظَهَرَ الفَسَادِ قِی البَرِّ وَ البَحرِ بِمَا کَسَبَت اَیدِی النَاسِ ، فَاظهِر اَللّهُمَ لَنا وَلِّیِّکَ وَبنَ بِنتِ نَبیِّک ، اَلمُسَمَّی بِاسمِ رَسُولِکَ ، حَتّی لا یَظفَرَ اِلّا بِشَیءٍ مِنَ البَاطِلِ اِلّا مَزَّقَهُ ، وَ یُحَقِّ الحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ ، وَاجعَلهُ اَللّهُمَ مَفزَعاً لِمَظلُومِ عِبادِکَ ، وَ ناصِراً لِمَن لا یَجِدُلَهُ ناصِراً غَیرَک ، وَمُجَرِّداً لِمَا عُطِّلَ مِن اَحکََامِ کِتابِک َ، وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِن اَعلامِ دِینِک ، وَ سُنَنِ نَبیِّکَ صَلَّی اللهَُ عَلیهِ وَ الِهِ ، وَاجعَلهُ اَللّهُمَ مِمَّن حَصَّنتَهُ مِن بَأسِ المُعتَدیِنِ ، اَللّهُمَ وَ سُرَّ نَبِیِّکَ مُحَمَداً صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ الِهِ بِرُوئیَتِهِ ، وَ مَن تَبِعَهُ عَلی دَعوَتِهِ ، وَارحَمِ استِکَانَتَنا بَعدَهُ ، اَللّهُمَ اکشِف هذهِ الغُمَّهَ عَن هذِه الاُمَّهَ بِحُضُورِهِ ، وَ عَجِّل لَنا ظُهُورِهِ ، اِنَّهُم یَرَونَهُ بَعیداً ، وَ نَرٰٰیهُ قَریِباً ،بِرَحمَتِکَ یَا اَرحَمَ الرَّاحِمِینَ ، اَلعَجَلَ العَجَل یَا مَولایَ یَا صَاحِبَ الزَّمان ، اَلعَجَلَ العَجَل یَا مَولایَ یَا صَاحِبَ الزَّمان ، اَلعَجَلَ العَجَل یَا مَولایَ یَا صَاحِبَ الزَّمانِ

 

 

 

 

            بسم الله الرحمن الرحيم

پروردگارا اي رب نور حقيقي وجود كامل و خداوند كرسي بار فعت و خداوند درياي احسان و اي نازل كننده ي كتاب آسماني تورات موسي  (ع) و انجيل عيسي (ع) و زبور داود (ع) و اي پروردگار سايه و آفتاب گرم و اي نازل كننده ي قرآن عظيم الشأن و اي پروردگار ملائك مقرب و پيغمبرا ن و رسولان پروردگارا همانا از حضرتت در خواست مي كنم به حق ذات بزرگوارت و به نور جمال بي نثارت كه عالم به آن روشن است و به ملك قديم و سلطنت اذليت اي زنده ي ابدي و اي پاينده ي سرمد از تو درخواست مي كنم به حق آن اسمي كه آسمانها و زمين ها را به آن اسم نور وجود بخشيدي و به آن اسمي كه اولين و آخرين اهل عالم را به آن اصلاح تربيت دادي اي زنده ي پيش از هر زنده اي زنده ي ابدي بعد از هر زنده اي زنده هنگامي كه احدي زنده نبود اي زنده كننده ي مردگان و اي ميراننده ي زندگان عالم اي زنده ي با لذت كه غير تو خدايي نيست پروردگارا تو بر مولاي ما حضرت امام عصر (عج) هادي امت و مهدي آل محمد قيام كننده به فرمان تو كه درود خدا بر او و بر پدران پاك گوهر او باد از تمام مردو زن اهل ايمان كه در مشرق و مغربهاي زمين هستند و در صحرا و كوه و بر و بحر عالمند از من و پدر و مادر من بر او درود و تحيتي فرست برابر عرش خدا و به قدر مداد كلمات حق و آنچه كه علم خدا احصاء و و كتاب آفرينش حق احاطه بر آن نموده است پروردگارا من در صبح همين روزم و در تمام ايامي كه در آن زندگاني كنم با او تجديد مي كنم عهد خود و عقد بيعت او را كه بر گردن من است كه هرگز از اين عهد و بيعت برنگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم پروردگارا من را از انصار و ياران آن بزرگوار قرار ده واز آنان كه از او دفاع مي كنند و از پي انجام مقاصدش مي شتابند و اوامرش را امتثال و از وي حمايت كرده و به جانب اراده اش مشتاقانه سبقت مي كنند و در حضور حضرتش به درجه ي رفيع شهادت مي رسند مرا از آنان مقرر فرما پروردگارا اگر ميان من واو موت كه برتمام بندگانت قضاي حتمي قرار داده اي جدايي افكند پس مرا از قبر برانگيز در حالي كه كفنم را ازار خود كرده و شمشيرم را از نيام بركشيده و لبيك گويان دعوتش را كه بر تمام مردم شهر و ديار عالم لازم الاجابه است اجابت كنم اي خدا به ما آن طلعت زيباي رشيد را بنما و از پرده غيب پديدار كن و سرمه نور و روشني ابد به يك نظر بر آن جمال مبارك به چشم من دركش و فرج آن حضرت را نزديك و خروجش را آسان ساز وتوسعه در طريق وي عطا فرما و مرا به طريقه ي با حجت و بيان او سلوك ده و فرمان آن حضرت را نافذ گردان و پشت او را قوي ساز و اي خدا شهر و ديارت را به وجود او معمور ساز و بندگانت را به واسطه ي او زنده ساز چون تو خود فرمودي و كلام تو حق و حقيقت است فرمودي « ظَهَرَ الفَسادِ فِي البَرِّ وَ البَحرِ بِما كَسَبَت اَيدِي الناسِ » پس تو اي پروردگار ولي خود و پسر دختر پيغمبرت را كه مسمي به نام پيغمبرت است بر ما از پرده ي غيب ظاهر فرما تا آنكه بر هر باطل ظفر يابد و آن را محو و نابود سازد و حق را ثابت و محقق گرداند و آن حضرت را اي پروردگار فريادرس بندگان مظلومت قرار بده و ناصر و ياور آنان كه جز توناصر و ياري ندارند و مجدد احكامي از قرآن مجيدت كه تعطيل شد و رفعت و استحكام بخش كاخ شعاير آيينت و سنن پيغمبر اكرمت « صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ » و او را اي پروردگار از بيداد ستمكران در حفظ و امان خود بدار پروردگارا و پيغمبر اكرمت حضرت محمد « صَلَّي اللهُ عَلَيِه وَ آلِهِ » را شاد ومسرور گردان به ديدار او و پيروانش كه دعوت حضرتش را اجابت كردند و اي خدا بر حال زار پريشان ما بعد از او ترحم فرما اي خدا غم و اندوه و دوري آن بزرگوار را به ظهورش از قلوب اين امت بر طرف گردان و براي آرامش دل هاي ما به ظهورش تعجيل فرما كه مخالفان بعيد دانند و ما فرج و ظهورش را نزديك

مي دانيم اي خدا اي مهربان ترين مهربانان عالم .

تعجيل و شتاب فرما اي مولاي من اي صاحب الزمان

 

 

 اکنون شما را کمی با امام زمان (عج) آشنا می کنم    

از ولادت تا غيبت حضرت صاحب الزّمان

 

مورخان اسلامي نوشته اند : ولادت حضرت مهدي (عج) در سامرا در نيمه شعبان سال 255 هجري قمري مطابق سال 868 ميلادي بوده است . حكيمه دختر گرامي حضرت امام جواد و عمّه بزرگوار امام حسن عسگري (ع) مي گويد : امام عسگري (ع) نزد من فرستاد و فرمود : عمه جان ، امشب كه شب نيمه شعبان است نزد ما افطار كن كه خداوند حجت خود را در چنين شبي آشكار خواهد كرد . پرسيدم : از كدام مادر ؟ فرمود :‌(نرگس) . گفتم : فدايت گردم به خدا قسم اثري از بارداري در او نيست . فرمود : همين است كه به تو مي گويم .

من طبق دستور آن حضرت نزد او رفتم ، چند لحظه بعد نرجس آمد و به احترام من كفش را از پايم  درآورد و پس از گفتگو و تعارفات به او گفتم : دخترم ، خداوند امشب به تو پسري كرامت خواهد كرد كه آقاي دنيا و آخرت است . او با شنيدن اين مژده از روي حيا و شرم سر به زير افكند . من نماز عشا را خوانده و افطار كرده به بستر رفتم و خوابم برد . نيمه شب برخاستم ، نماز شب گزاردم ولي نرجس در خواب راحت فرو رفته بود و اثري از حمل و زايمان در او نبود . من به خواندم تعقيب مشغول شدم و دوباره دراز كشيدم . سپس هراسان از خواب پريدم ولي او هنوز در خواب راحت بود . آنگاه برخاست و نماز شب گذارد و خوابيد .

من از اتاق بيرون شدم و منتظر طلوع فجر بودم كه فجر اول چون دُم روباه پديدار گشت و باز هم او در خواب ناز بود . شكي در دلم گذشت كه نكند ... ناگاه ابو محمد عسگري (ع) از جاي خود فرياد زد : عمه جان شتاب مكن كه وعده نزديك است . من نشستم و به خواندن سوره «الم سجده» و «يس» مشغول شدم كه ناگهان نرجس هراسان از خواب پريد ، به بالين او جَستم و گفتم : در پناه نام خدا باشي ! آيا چيزي احساس مي كني ؟ گفت : آري عمه جان !‌ گفتم خود را جمع كن و دل آسوده دار كه وقت آنچه گفتم رسيده است . در اينجا من و او از حال رفتيم كه ناگاه از صداي مولايم به خود آمدم ؛ و جامه از روي نرجس كنار زدم و مولاي خود (حضرت مهدي «عج») را ديدم كه به سجده افتاده و مواضع سجودش بر زمين قرار گرفته است . او را در آغوش كشيدم و ديدم پاك و پاكيزه است و امام حسن عسگري (ع) ندا كرد : عمه جان ، فرزندم را در نزد من بياور . نوزاد را نزد وي بردم . حضرت دست مبارك را بر زير رانها و پشت او گذاشت و پاهاي او را بر سينه خود و زبان خويش در دهان او نهاد و دست هاي خود را بر چشمان و بندهاي بدن او كشيد . امام حسن عسگري (ع) از سويي به خاطر تقيه و خوف از حكومت وقت ، ولادت امام مهدي (عج) را پنهان مي داشت ، و از سويي ديگر براي اتمام حجت و معرفي امام پس از خود با نشان دادن آن عزيز به خواص اصحاب ، و نوشتن خبر ولادت او به برخي ديگر و فرستادن صدقات به عده اي ديگر آنان را از ولادت او با خبر مي ساخت .

پنج سال بدين منوال گذشت . در سال 260 ه.ق امام عسگري (ع) در زمان معتمد عباسي و با توطئه او مسموم شد و در بستر بيماري افتاد و پس از چند روز به شهادت رسيد . در همين بيماري ، دولت وقت از آن رو كه از ولادت فرزند آن حضرت بي خبر بود به تفتيش و جستجو از آن وجود مبارك پرداخت و چون مأموران وي به آن فرزند دست نيافتند بعد از وفات امام ، زنان و كنيزان او را در محدوديت و محاصره قرار دادند و زنان قابله براي وارسي آنان بردند بدين گمان كه يكي از آنان به فرزند امام حامله است . حتي يكي از كنيزان آن حضرت كه گمان بارداري به او مي بردند دو سال تحت مراقبت كامل به سر برد تا آنكه معلوم شد باردار نيست .

 
پس از شهادت امام عسگري (ع) برادر آن حضرت ، جعفر بن علي (معروف به كذّاب) مدعي جانشيني او شد و هنگام نماز بر بدن مطهر امام ، پيش ايستاد تا نماز بخواند . اما ديدند كودك خردسالي جلو آمد و دست رد بر سينه جعفر نهاد و او را كنار

زده و خود به نماز ايستاد و فوراً به سرداب خانه (زير زمين) رفت و از نظرها ناپديد گشت .

حضرت ولي عصر (عج) گرچه از نظرها پنهان است اما در روايات بسياري وارد است كه به طور ناشناس هر سال در مراسم حج شركت مي كند . و در طول ايام سال به مجالس شيعيان مي رود و بر روي فرش هاي آنان گام مي نهد و به هنگام لزوم ، به دستگيري درماندگان مي پردازد و به فرياد دردمندان مي رسد . از هنگام شهادت امام حسن عسگري (ع) «260ه.ق» تا سال 329 ه.ق كه غيبت صثغري ناميده مي شود  چند وكيل و واسطه ميان آن حضرت و مردم بودند و چهارتن از آنان در رأس قرار داشتند و بقيه با واسطه آنان عمل مي كردند . اين چهار تن عبارتند از :

  1) ابو عمرو  عثمان بن سعيد بن عمرو عبدي اسدي ، كه وكيل امام هادي و امام عسگري (ع) نيز بوده است .

  2)  پسر او محمد بن عثمان بن سعيد

  3)  ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي

  4)  ابوالحسن علي بن محمد سَمُري

شش روز پيش از وفت سَمُري نامه اي از حضرت صاحب الامر (عج) به او رسيد كه مرقوم فرموده بود : شش روز ديگر از دنيا خواهي رفت و نبايد براي خود جانشيني قرار دهي زيرا غيبت كبري آغاز شده و تا هنگامي كه خداوند اذن ظهور دهد ادامه خواهد داشت . در اين مدت وكيل و نايب خاصي وجود ندارد و هر كه مدعي ديدار همراه با نيابت خاصه شود دروغگوست . آري فقهاي پرهيزگار و علماي خود ساخته ي ديني كه جز رضاي حق و امام خويش را در نظر ندارند به عنوان نواب عام ، به اذن آن حضرت زمام امور ديني و اجتماعي را به دست دارند و امور مربوط به امام (عج) را انجام مي دهند .

  

سابقه و فلسفه غيبت

 

گفتني است كه خبر از غيبت آن حضرت سالها پيش از تولد او در اخبار رسول اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) رسيده بود وچنان نيست كه اين اخبار پس از وقوع غيبت جعل شده باشد .

همچنين مسئله غيبت حضرت مهدي (عج) در اسلام امر تازه اي نيست ، زيرا نظير آن در اديان گذشته و امت هاي پيشين نيز سابقه داشته است . مرحوم شيخ صدوق « قُدَسُ سِّره » در اين زمينه از برخي پيامبران مانند حضرات ادريس ، صالح ، ابراهيم ، يوسف ، موسي و ... (ع) نام مي برد و غيبت هر يك از آنان را شرح مي دهد . درباره فلسفه غيبت آن بزرگوار نيز رواياتي رسيده كه از مجموع آنها چند علت بدست مي آيد كه به اختصار به صورت زير است :

1) شايد بتوان اولين علت را خوف ازقتل دانست از آن جهت كه در روايات فراواني از پيامبر بزرگ اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) رسيده بود كه آخرين امام از امامان دوازده گانه (كه نهمين فرزند از فرزندان حسين (ع) مي باشد) در آخر الزمان قيام خواهد كرد و بساط ظلم و ستم را بر خواهد چيد ، خليفه وقت در زمان امام حسن عسگري (ع) معتمد عباسي در صدد از بين بردن او بود و چنان كه گذشت هر گونه ترفندي را براي جلوگيري از تولد او يا كشتن او پس تولد به كار برد .

2)
 
خداوند پيش از آن يازده نور پاك را براي هدايت و اصلاح و آباداني دين و دنيا و تحصيل سعادت مادي و معنوي مردم در ميان آنان گماشت اما قدر اين نعمت را ندانستند و يكي را پس از ديگري به شهادت رساندند و هرگز آمادگي نيافتند كه به فرمان‌ آنان گردن نهند و دولت حق را تشكيل دهند .

3) آزمايش مردم در زمان غيبت امام زمان (عج) و تصفيه نيروها و روشن شدن چهره هاي ايماني و نفاق ، يكي ديگر از فلسفه هاي غيبت است ولي اين سخن سر دراز دارد .

4) يكي ديگر از فلسفه هاي غيبت اين است كه جهان حكومت هاي غير الهي را تجربه كند و به سستي و بي پايگي و عدم توانايي آنان پي برد ، آن گاه آمادگي براي تقاضاي حكومت حق را پيدا نمايد . امام باقر (ع) در اين مورد مي فرمايد :‌« دولت ما آخرين دولت هاست ، و هيچ صنف و گروهي نيست مگر آنكه پيش از ما به حكومت رسند تا وقتي حكومت عدل ما را ديدند نگويند اگر ما هم قدرت مي يافتيم عدالت مي ورزيديم »

البته فلسفه ها و حكمت هاي ديگري نيز در امر غيبت نهفته است كه ما از آنها  بي خبريم و با بحث و پژوهش مي توان به پاره اي ازآنها پي برد .

 

مطالبي در حاشيه ي ظهور

 

سرانجام پس از آن كه بعد از سالهايي كه توأم با ظلم به مردم و استكبار بود حضرت ولي عصر (ع)خود را به ديدگان منتظران آن حضرت نمايان مي سازد و بالاخره ظهور فرا مي رسد.ظهور آن حضرت طيق روايات مختلف به دو زمان اشاره دارد :

اول اينكه ظهور آن حضرت در روزجمعه اي و در غروب آن روز صورت مي گيرد .

دومين روايتي كه در اين مورد است اين است كه حضرت در صبح جمعه ظهور مي كنند كه روايت اول در مورد زمان  ظهور امام زمان (عج) نسبت به روايت اول قوي تر است .

ظهور آن حضرت داراي يكسري علامات است كه به دو دسته تقسيم مي شود : اول علامات قطعي ظهور و دوم علامات غير قطعي

علامت هاي قطعي علامت هايي هستند كه پس از به وقوع پيوستن هر يك از آنها و در نتيجه پس از به وقوع پيوستن همه ي آنها دوازدهمين پيشواي امامت ، حضرت صاحب الزّمان (عج) پس از مدت شش ماه يا يكسال ظهور مي نمايند .

علامات غير قطعي علامت هايي هستند كه در طول ساليان هر يك قبل از ظهور علامت هاي قطعي به وقوع مي پيوندند .

علامت هاي قطعي عبارتند از :

اول : در سحر روز بيست و سوم ماه مبارك رمضان دو نداي آسماني به گوش مردم مي رسد . اولين ندا اين است « اَلحَقُّ مَعَ عَليُ وَ شيعَهُ » يعني حق با علي (ع) و شيعيان است . دومين ندا اين است « اَلحَقُّ مَعَ عُثمانُ » كه اين نداي شيطان است . البته روايتي است كه ظهور آن حضرت در روز عاشورا است .

دوم : شخصي به نام سفياني از مكه خارج مي شود و فرار مي كند كه دشمن اصلي حضرت ولي عصر(عج) محسوب مي شود.

سوم : وقتي كه اين اتفاق مي افتد سفياني ياران خود را به دو نيم تقسيم مي كند و به سوريه هدايت مي كند تا در آن منطقه با مسلمانان به جنگ بپردازند .اما به اذن خداوند متعال اين سپاهيان قبل از رسيدن به محل جنگ در بياباني به نام « بَيداء » در زمين فرو مي روند .

چهارم : شخصي به نام نفس « زكيّه » كه يكي از افراد محبوب و مومن ايرانيان است در مكه و در بين كعبه و مقام ابراهيم به شهادت مي رسد كه در روايتي آمده است كه بعد از يك روز پس از اين واقعه حضرت در كعبه ظهور مي كنند .

 
پنجم : (صيحه آسماني)  هنگامي كه حضرت ظهور مي كنند با تكيه به ديوار كعبه مي فرمايند « أَنَا المَهدي » كه در سراسر جهان قابل شنيدن است و به گوش مردم جهان مي رسد .

 

رجعت

 

هنگام ظهور حضرت ، امامان معصوم (ع) و اصحاب كهف و پيرزني كه به دوران فرعون برمي گردد وكساني كه لايق اين مقام بوده اند رجعت مي كنند ، يعني دوباره زنده مي شوند . علت اين امر هم اين است كه اين افراد در زمان خود حكومت عدل را  نديده اند .

ياران امام زمان (عج)

 

ياران حضرت به چند دسته تقسيم مي شود كه از آنها مي توانيم به ياران خاص اشاره كنيم كه تعداد آن به 313 نفر مي رسد كه تقريباً 13 نفر از اين جمعيت را زنان تشكيل مي دهند . بيشتر اين ياران را ايرانيان تشكيل مي دهند . 

 

ايام بعد از ظهور

 

پس از ظهور حضرت شخص مومني به نام « سيد حسني يا سيد حسيني » به طرفداري از آن حضرت مي پردازد . سپس جنگ ها در مي گيرند و سپاهيان سفياني با ياران حضرت مهدي (عج) و سيد حسني در گير مي شوند و پس از يك جنگ بسيار سخت سفياني شكست مي خورد و با اندكي از يارانش فرار مي كند . پس از جنگي كه در يمن رخ داد شخص به نام سيد خراساني و يارانش به حضرت مي پيوندند كه اين اتفاق در محل بين اهواز و بصره صورت مي گيرد كه گمان مي رود كه شلمچه باشد . البته در جواب تكميل شدن ياران حضرت امام صادق (ع) مي فرمايند :‌ تا زماني كه حلقه كامل نشود حضرت مهدي (عج) از مكه براي جنگ خارج نمي شود . منظور از حلقه تعداد ده هزار نفر از ياران حضرت مهدي (عج) است كه اكثراً ايراني مي باشند .

در اين زمان تعدادي از مسيحيان به دو دليل به حضرت مي پيوندند : اول به خاطر حضرت عيسي (ع) و دوم به خاطر عدالت حضرت مهدي (عج)

حضرت عيسي (ع) نيز در هنگام نماز در مسجدالاقصي به حضرت اقتدا مي كنند و به ياران حضرت مي پيوندند .

سپس حضرت براي جنگ اصلي به همراه ياران خويش شبانه از روستا يا شهري آن چنان مي گذرند كه هيچ جنبنده اي متوجه نمي شود كه سپاهيان حضرت از آنجا عبور كرده اند و اين به هيچ خاطري جز رعايت حق الناس نبوده است . جنگ اصلي و بزرگ ترين جنگ در پشت فضاي كوفه آغاز مي شود كه بين حضرت مهدي (عج) و دولت هاي اروپايي است .

 

سلاح حضرت براي جنگ

 

حضرت مهدي (عج) مي خواهندكه اين جنگ در مساوات كافي به پايان رسد آن چنان كه به ياران خويش مي فرمايند كه از همان سلاحي استفاده كنيد كه دشمن در برابر شما استفاده نموده است .

 

سپس پس از يك جنگ سخت مسلمانان در آن پيروز مي شوند و اين جنگ نيز براي هميشه به پايان مي رسد و حضرت كوفه را به عنوان پايگاه و پايتخت جهاني خويش قرار مي دهند . همانطور كه مي دانيد علم 27 جزء دارد كه ما تنها از 2 جزء آن استفاده مي كنيم و اين تنها براي افراد با هوش است و 25 جزء ديگر آن را نيز حضرت پس از ظهور خود به ميدان مي آورند . در روايات آمده است كه در زمان حضرت هر مرد مي تواند به اندازه ي 40 مرد عاقل ديگر فكر و انديشه كند .

 

عاقبت شيطان

 

خداوند به شيطان عمر جاودانه نبخشيد بلكه با ظهور حضرت مهدي (عج) نيز عمر شيطان به پايان مي رسد . اين در حالي است كه خود حضرت صاحب الزّمان (عج) شيطان رابه درك واصل مي كند تا عدل و داد و حكومت عادلانه تمامي جهان را فرا گيرد . « اِن شاءَ الله »

 

وظايف منتظران

 

وظايف منتظران به طور كلي عبارتند از : شناخت ، اقتدا و تأسّي ، اطاعت پذيري ، تكريم و احترام ، انتظار ، ياد ، محبت ، اشتياق ديدار ، جستجو ، خدمت ، اداي حقوق ، خودسازي و  رعايت تقوا ، ديگر سازي ، ياري رساني به ديگران ، دفاع ، تقيّه ، استقامت ،‌ سرسپاري به فرمان و فتواي فقيهان ، دعا براي امام زمان (عج) ، دعا براي فرج امام زمان (عج) و ندبه و زاري   هم اكنون به بيان مختصري از هر كدام مي پردازيم :

 

شناخت

 

امام زمان (عج) وويژگي هاي او را دوباره بايد شناخت . امامت و نقش آن را يكبار ديگر با ديدي عميق تر و در گسترده اي وسيع تر بايد بررسي كرد . راستي چرا شناخت امام زمان (عج) همپاي شرك و جاهليت و تكذيب او هم رديف كفر و بي ايماني شمرده است ؟

« مَن ماتَ وَ هوَ لا يَعرِفَ اِمامَه ، ماتَ مَيتَهَ جاهِليَّه » يعني كسي كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است . «پيامبر اكرم (ص)»

« مَن كَذَّبَ بِالمَهدي كَفَرَ » كسي كه مهدي را تكذيب كند كافر است . ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍((پيامبر اكرم (ص))

آيا غير از اين است كه جز با شناخت امام ، راه هدايت را نمي توان شناخت و جز با معرفت او ، به معرفت ديني نمي توان دست يافت ؟

به يقين شناخت امام عصر (عج) كه كليد همه معارف وحي است ، با يادگيري نام ها و القاب و تاريخ و ولادت و غيبت او حاصل نمي شود .

 

اقتدا و تأسّي

 

 
« اقتداء » از ريشه « قدوه » و  به معناي الگو قرار دادن و جلودار دانستن مقتدا است ، چنانكه « تأسّي » از ريشه « اسوه » و به معناي اسوه قرار دادن و تبعيت كردن از اوست . امام زمان (عج) امام زمانه است ، امام همه انسانها در همه ابعاد زندگي است . امام وار زندگي كردن وظيفه اي همگاني است ، به او بايد اقتدا كرد ، به او بايد تأسي جست ، مانند او بايد حركت كرد تا به مقصد رسيد . مانند او بايد زيست ، تا بتوان به كمال رسيد . آن كس كه صادقانه پيرو امام زمان (عج) مي شمارد ، به همان اندازه كه ويژگي هاي او را مي شناسد ، در همسو كردن زندگي ،‌ همسان نمدن خلق و خو ،‌ همرنگ ساختن اعمال و رفتار خويش با او وظيفه دارد .

 

اطاعت پذيري

 

امامت يك امام جز با اطاعت امّت از او و پيشوايي يك رهبر جز در سايه فرمان پذيري پيروانش ، تحقّق نمي پذيرد . خداوند هيچ پيامبري را نفرستاد مگر براي آنكه اطاعت شود و هيچ امامي را مقرّر نداشت مگر آنكه مردم را به اطاعت و فرمانبري از او فرا خواند . امام زمان (عج) اگر چه در پس پرده غيبت است ، اما اراده و فرمانش در ميان همه خلايق جاري و نافذ است . دستوراتش را بايد شناخت ، فرمانهايش را بايد اطاعت كرد ،‌ حاكميت او را بايد گردن نهاد و همين ها است كه زمينه ظهور را فراهم مي آورد .

امام زمان (عج) مي فرمايند :‌ اگر شيعيان ما كه خداوند آنان را به اطاعت خويش موفّق گرداند ، در وفاي به عهد الهي هم دل و هم پيمان مي شدند ،‌ سعادت ديدار ما از آنان به تأخير نمي افتاد . 

 

تكريم و احترام

 

تنها بزرگواري كه « از جا برخاستن » در هنگام شنيدن يا خواندن نام شريفش لزوم ، يا حداقل استجاب فراوان دارد ، امام غائب ، قائم موعود (عج) است . تكريم كريمان و تجليل صاحبان جلالت ، هميشه و در همه جا پسنديده است . چنانكه براي پيامبر (ص) و فرزندان معصومش (ع) بالاترين تكريم ها و تجليل ها به نظر مي رسد اما بر خاستن و در حالت قيام « دست بر

سر نهادن » تواصع و احترامي است كه هنگام شنيدن نام هيچ كسي جز « قائم آل محمد (عج) » به صورت سيره و سنت در نيامده است . امام رضا (ع) را در خراسان مي ديدند كه در هنگام ذكر « قائم » برمي خيزد ودست برسرمي نهدومي فرمايد

« خدايا فرجش را تعجيل فرما و قيامش راآسان گردان » . از امام صادق (ع) پرسيدند : سبب برخاستن به خاطر ذكر لفظ

« قائم » از القاب امام حجت (عج) چيست ؟

امام صادق (ع) فرمود :‌ زيرا او را غيبتي طولاني است و او از شدت مهرباني خود نسبت به دوستانش ، هر كس را كه بدين لقب از او ياد مي كند به ديده عنايت مي گرداند ، زيرا اين لقب يادآور حكومت او و برانگيزاننده حسرت غربت اوست .

 

انتظار

 

همانند كسي كه در پي شب يلدايي ، خسته از ظلمت و تيرگي ، چشم به افق دوخته و دميدن خورشي را آرزو مي كند .

همانند كسي كه در بياباني بي انتها سر گردان مانده ، تنها و وحشت زده رهنمايي را مي طلبد .

همانند كسي كه پس تشنگي هاي بسيار، با پنجه هايي دردمند،زمين را كنده و درآرزوي جوشش آبي گوارا «له له» مي زند

همانند كسي كه در قحط سال بي پايان ، در كنار مزرعه عطش زده اش ، به اميد پديدار گشتن ابررحمت ديده به كرانه هاي آسمان چشم دوخته است و ...

منتظر ظهور امام زمان (عج) بودن ، حركت به سوي ظهور داشتن و عمل به آرمانهاي موعود نمودن است و چنين انتظاري خود فرج و گشايش به حساب مي آيد .

 
امام رضا (ع) مي فرمايند :‌ « آيا انتظار فرج از فرج به شمار نمي آيد  »

 

ياد

 

اگر كسي امام زمان (عج) را شناخت ، ديگر يادش را از خاطر نخواهد برد . اگر كسي مهرباني هاي او را ديد ، ديگر فراموشش نخواهد كرد . اگر كسي احساس انس با امام زمان (عج) كرد ،‌ آنگاه هميشه به يادش خواهد بود .

امام زمان (عج) مي فرمايند : ما در مراعات حال شما كوتاهي نمي كنيم و يادتان را از خاطر نمي بريم .

 

محبت

 

خدا محبت و موّدت حضرت مهدي (عج) را در ضمن محبت ساير اهل بيت پيامبر (ص) بر همگان واجب نمود . در همين مورد قرآن نيز مي فرمايد :« بگو من از شما جز مودت و محبت خويشاوندانم اجر و مزدي براي رسالت نمي خواهم »

با محبت امام زمان (عج) است كه زمينه هاي اطاعت از او فراهم مي آيد و با اطاعت از او است كه راه كمال انسان به سوي خدا هموار مي شود . محبت اساس و پايه دين ، بلكه مساوي دين است . دين خدا جز با تكيه بر محبت و ولايت اهل بيت (ع) استقرار نمي يابد . از اين رو انتظار حاكميت و غلبه دين در جهان به نوعي انتظار جهاني شدن محبت و ولايت امام زمان (عج) است . و شايد به همين خاطر است كه حضرت مي فرمايند : « هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به مقام محبت ما نزديك مي كند عمل نمايد » . از اين رو اگر عبادتي يا عملي استحبابي يا دعا يا زيارتي خاص بتواند مقدمه اي براي ايجاد محبت بيشترنسبت به امام زمان(عج) باشد،انجام آن وظيفه اي خواهدبودكه بافرمان صريح حضرت برعهده شيعيان است.

 

اشتياق ديدار

 

شوق ديدار يار را شايد نتوان براي همگان يك وظيفه شمرد ، اين وظيفه عاشقي است . اين تكليف سوختگان هجران است . آن كس كه غيبت مولايش راحت و آرامش و آسايش را از او سلب نمود ، به چيزي جز ديدار نمي انديشد . در دعاي ندبه نيز آمده است : « بر من دشوار است كه مردم را ببينم اما تو ديده نشوي » . مولاي ما سوز عطش به دراز كشيد ، كي آن زمان فرا مي رسد كه از آب گواراي ديدارت سيراب شويم ؟‌ كي مي شود كه تو را ما را ببيني و ما تو را ؟

 

جستجو

 

اگر عزيزي گمشده داشته باشيد ، تا پيدايش نكنيد ممكن نيست آرام بگيريد ، بلكه شب و روزتان به جستجو مي گذرد . گمشده شما هر چه عزيزتر باشد بي تابي و سر گرداني شما افزون تر است .

امام زمان (عج) در اين دوران عزيزترين و گرامي ترين موجود روي زمين است ، باقي مانده خدا در زمين ، خليفه خدا ، وجه خدا ، نور خدا ، حجت خدا ، ياري گر دين خدا ، راهنما و سرپرست و پناه بنده هاي خدا اوست ، اگر دستت به دامن مهر او نرسد چه مي كني ؟ ريشه كن كننده ظالمان ، برطرف سازنده هاي كژي ها و انحرافات ، از بين برنده ستم و تجاوز ، تجديد كننده واجبات و مستحبات ، احيا گر قرآن و حياتبخش معالم دين خدا او است .

 

 
 

خدمت

 

وقتي امام صادق (ع) در مورد حضرت مهدي (عج) مي فرمايد ‌:« اگر دوران او را درك مي كردم ، همه روزهاي زندگي را در خدمت به او مي گذرانيدم »

اينجا سخن از شخصيت نيست ، سخن از آرمان ها است ، سخن از موقعيت خاص ،‌ مأموريت استثنايي ونقش ويژه امام رمان (عج) در عالمگير ساختن حاكميت توحيد و برقراري عدالت حهاني است .

 

اداي حقوق

 

حق امام زمان (عج) بر همه بندگان و به ويژه بر شيعيان ، حق حيات است ، حق هدايت است ، حقي نيست كه بتوان آن را با معياري سنجيد و ارزش گذاري كرد ، حقي نيست كه بتوان آن را با دنيا و هر آنچه در آن است مقايسه نمود . با اين همه در 
برخي توقيعات مباركه و دعاها و زيارات شريفه ، سخن از حقوق امام زمان (عج) به ميان آمده است .
اين حقوق بدون ترديد ، رعايت حق امامت او ، مواظبت بر اطاعت او ، نرنجانيدن قلب مبارك او ، پاسداري از آرمانهاي او ،

در راه دفاع از او ، و جان نثاري در راه تحقق خواسته هاي او است .

 

خود سازي و رعايت تقوا

 

امام صادق (ع) مي فرمايند : هر كس مي خواهد از ياوران حضرت قائم (عج) باشد بايد انتظار كشد و در عين انتظار به تقوا و خوش خلقي رفتار نمايد . در زمره ياران حضرت مهدي (عج) درآمدن ، باشعار تحقق پذير نيست .

انتظار مي خواهد و عمل به ورع . پرهيزكاري مي طلبد ، آن هم در ميدان مجاهدت و تلاش .  در غيبت مولا شايسته نيست نشستن و چشم به در دوختن ، بايد برخاست ، بايد عمل كرد ، بايد مسئوليت پذيرفت ، بايد كوشيد ، اما بر اساس ورع و تقوا نه بر اساس هواي نفس و نه به خاطر مال و منال و نه به خاطر پست و مقام و نه به خاطر شهوت و محبو بيت .

انساني در شمار اصحاب امام زمان (عج) در مي آيد كه به جهاد اصغر و اكبر عمل نمايد .

 

ديگر سازي

 

شيعه دوران غيبت ، تنها به خويش نمي انديشد ، تنها به هدايت خود و حفظ و نجات خود از ورطه گناه اهميت نمي دهد . او خود را در سرنوشت ديگران نيز سهيم مي داند ، در ياري رساندن به مردم  ، در دستگيري افتادگان ، در بيدار سازي غافلان ، در هدايت گمراهان ، در ارشاد گناهكاران و... خود را مسئول مي شمارد . او تنها به اين بسنده نمي كند كه خود امام زمان (عج) را مي شناسد بلكه مي كوشد تا ديگران نيز مولاي حقيق و پيشواي الهي را بشناسند .

 

ياري رساني به ديگران

 

 
در دوران غيبت حضرت مهدي (عج) كه فتنه ها فزوني مي گيرند و نابسامني هاي اجتماعي افزايش مي يابد ، بسيارند كساني كه تحت ستم قرار مي گيرند و از حقوق مسلّم خويش محروم مي مانند . شيعه منتظر اگر چه نتواند تغييري بنيادين در جامعه اش ايجاد كند ، حداقل تا آنجا كه توان دارد ضعيفان و بيچارگان را دستگيري مي نمايد ، به فقيران مستمندان عطوفت مي ورزد و در خير خواهي به ديگران كوتاهي نمي كند . در رفع مشكلات ديگران مي كوشد و هر گز كمبود هاي مردم را به گردن رهبران معصوم خويش نمي اندازد . در اهميت اين نكته امام باقر (ع) مي فرمايند :« هر كس كه چنين باشد و قبل از قيام قائم (عج) از دنيا برود شهيد خواهد بود»

 

دفاع

 

اين سنت خدا است كه در هميشه ي تاريخ ، حق و باطل در ستيزه بوده و هستند . هيچ پيامبري را خدا نفرستاد مگر آنكه دشمناني از جن و بشر در مقابل او به صف آرايي پرداختند . امام زمان (عج) نه تنها از اين قاعده مستثني نيست بلكه به خاطر اهميت نقش او در حاكميت جهاني و توحيد و عدل همه ي ستم بارگان و مستكبران  و جهان خواهران ، در همه ادوار تاريخ پر فراز و نشيب غيبت ، به ستيزه اي همه جانبه با او برخاسته اند . حضرت اميرالمومنين در همين مورد مي فرمايند : «ياران مهدي (عج) او را در ميان مي گيرند و در جنگ ها ، هر جنگي كه باشد با جان هاي خويش از او حمايت و حفاظت مي كنند و هر چه بخواهد از جان و دل انجام مي دهند» .

 

تقيه

 

در بسياري روايات ، نسبت به رعايت تقيه ، به ويژه در دوران قبل از ظهور حضرت مهدي (عج) تأ كيد شده است . اين تأكيد در حدي است كه عدم تقيه را موجب عدم ايمان شمرده اند ، يا در فرمايشي ديگر آن را موجب بي ديني دانسته اند . امام باقر (ع) فرمود :‌ تقيه دين من و دين پدران من است و كسي تقيه نمي كند ايمان ندارد .

همچنين امام صادق (ع) مي فرمايند :‌ نُه دَهُم دين در تقيه است و كسي كه تقيه ندارد دين ندارد .

امام رضا (ع) نيز مي فرمايند : آن كس كه پرهيز از گناه ندارد دين ندارد و آن كه تقيه نمي كند ايمان ندارد همانا گرامي ترين در نزد خداوند كسي كه بيشتر به تقيه عمل كند .

 

استقامت

 

در دوران غيبت حضرت مهدي (عج) فتنه هاي فراوان پدي مي آيد و مشكلات بسيار بر سر راه دينداران و پيروان ولايت و امامت ايجاد مي شود ، تا آنجا كه نگاهباني ايمان و مواظبت بر تقوي همچون كندن خارهاي بوته خاري يا نگه داشتن قطعه سنگي گداخته با دست ، دشوار مي گردد . امتحانات الهي يكي پس از ديگري براي مومنين پيش مي آيد و ميزان صبر و استقامت آنان را به بوته امتحان مي گذارد .

امام صادق (ع) مي فرمايند : « امر فرج براي شما نمي رسد مگر پس از نابودي ،نه به خدا سوگند!‌ نمرسد مگر پس از آن كه خوب و بد از هم جدا شوند ، نه به خدا سوگند! نمي رسد مگر پس از آن كه در اثر آزمايشات گوناگون خالص و پاك شويد »

 

سر سپاري به فرمان و فتواي فقيهان

 

 
نهان زيستي پيشوا هرگز به معناي وانهادگي پيروان او نيست . غيبت امام زمان (عج) هرگز به معناي تعطيل امامت او نيست . امام در غيبت هم به لوازم امامت عمل مي فرمايد . ثمرات وجودي او هميشگي است ، تأثيرات عملي او هم به دليل عقلي و هم به شهادت تجربه هاي فراوان اثبات شدني است . او اگر چه بنا به حكمت هاي الهي پنهان از ديدگان مردم عادي زندگي مي كند اما نشانه هاي حضور او در نزد اهل بصيرت آشكار است . مردم اگر چه او را نمي بينند اما فرمانهايش را مي پذيرند و بدين گونه است كه نقش فقيهان كه نمايندگان امام زمان (عج) نميان مي گردد . مردم با فرمانبري از فقيهان ، فرمان امام معصوم خويش را اطاعت مي كنند . امام صادق (ع) در همين مورد مي فرمايند‌ : « هر كس از فقيهان كه نگهدارنده دين و نگاهبان جان ومخالف هواي نفس خودو اطاعت كننده فرمان مولاي خويش باشد بر مردم است كه از او تقليد و تبعيت كنند »

 

دعا براي امام زمان (عج)

 

دعا جلوه گاه نياز است ، دري به سوي رحمت پروردگار است ، كليد باب اجابت است . بدون دعا اوج بندگي خدا دست نيافتني است . بدون دعا بندگان خدا از عنايت او محروم مي مانند . بدون دعا لذت انس با خدا شيريني ارتباط با معبود حلاوت قرب به پروردگار نصيب آفريدگان او نمي شود . دعا اساس عبادت ، روح عبادت و مغر عبادت است . اما در دوران غيبت حضرت مهدي (عج) شايد نياز بندگان به دعا بيش از هر زمان ديگري باشد . زيرا از رحمت حضور خليفه رحمان محروم مانده اند و درماندگي و اضطرار را با تمام وجود حس كرده اند .

« اَمَّن يُجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَكشِفُ السُّو ء وَ يَجعَلَكُم خُلَفاءَ الاَرض »  سوره نمل آيه 62

شيرين و در عين حال شگفت است كه مردم ما در هر بلا و مصيبت و براي شفاي هر مريض و حل هر مشكل و روا شدن هر حاجتي ، آيه اي را مي خوانند كه به گونه اي صريح آنان را به دعا براي امام زمان (عج) و برطرف شدن بلاي غيبت و به خلافت رسيدن مومنان تشويق مي كند . كيست به غير از خدا آن كس كه درمانده را وقتي كه دعا مي كند و او را مي خواند

اجابت مي كند و گرفتاري او را برطرف كند و شما را جانشينان زمين قرار دهد ؟

اين آيه به امام زمان (عج) و منتظران او تأويل شده است .امامان بزرگوار كه پيشوايان راه سعادت بشريت اند ، هم خود براي امام زمان (عج) و ظهورش دعا كرده اند و هم ديگران به چنين دعايي دعوت كرده اند : يونس عبدالرحمان گويد : امام رضا (ع) همواره به دعا براي صاحب الامر مي فرمود .

 

دعا براي فرج

 

دعا براي فرج در بين همه دعاها از ويژگي خاصي بر خوردار است . ده ها روايت از پيامبر اعظم (ص) و امامان معصوم (ع) در ترغيب مومنين به چنين دعايي وارد شده و علاوه بر آن ده ها دعاي كوتاه و بلند مشتمل بر سوز و گداز براي تعجيل فرج از ناحيه آن بزرگواران روايت گرديده است كه گواه گويايي بر اهميت اين دعا و اهتمام آنان به چنين دعايي به شمار خواهد آمد . انگيزاننده ترين تعبيرت اين روايات ، فرمايشاتي است كه دعاي براي فرج را قرين و همراه هميشگي انتظار ، بلكه مصداق چشم انتظاري و تحقق بخش انتظار فرج مي شمارد و دعا كننده را از خاصّان ياوران حضرت مهدي (عج) به حساب مي آورد . امام صادق (ع) مي فرمايند :« ‌ هر كس بر بلا شكيبا باشد و به وسيله دعا چشم انتظار فرج از سوي خدا باشد از خاصّان به شمار مي آيد »

امام زمان (عج) حود نيز مي فرمايند : « براي تعجيل در ظهور و فرج من بسيار دعا كنيد ، همانا اين كار براي خودتان گشايش خواهد بود »

دعا كنيد ؛ اگر شيعه چشم انتظاريد بايد براي  نزديك تر شدن فرج دعا كتيد .

بسيار دعا كنيد ؛ اگر فتنه هاي دوران غيبت را دريافته ايد و اهميت ظهور را مي دانيد ، بايد بسيار دعا كنيد .

 

وظايف كلي دوران غيبت را به چند دسته مي توان تقسيم كرد :

 

الف :‌ آنچه در روايات اين باب ، با لفظ امر وارد گرديده به عنوان تكليف شمرده شده است مانند : «براي تعجيل درفرج بسيار دعا كنيد»

ب : آنچه در باب صفات شيعيان و منتظران ، مورد تأكيد اهل بيت (ع) قرار گرفته است مانند: «منتظران ظهور امام زمان (عج) در پتهان و آشكارا ، مردم را به دين خدا دعوت مي كنند »

ج : آنچه به طور منطقي با بررسي ابعاد غيبت و انتظار و ظهور به دست مي آيد مانند : «دفاع از آرمان هاي امام زمان(عج) در دوران غيبت»

د : آنچه در تأسي به بزرگان و عالمان ديني در حد وظيفه بايد مورد پيروي قرار گيرد مانند : «مداومت بر انجام اعمال مستحبي در جهت ايجاد قرب معنوي به امام زمان (عج)»

 

مهدويت در قرآن كريم

 

در قرآن كريم آياتي است كه برخي به ظاهر و برخي با تأويل و تطبيق و بيان مصداق ، بر مسئله مهدويت دلالت دارد كه اينك به چند آيه اشاره مي كنيم :

1) « هُوَ الَّذي اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدي وَ دينِ الْحَقَّ لِيُظهِرَهُ عَلَي  الِّدينِ كُلِه وَ لَو كَرِهَ المُشرِكوُنَ »

 خداوند همان است كه پيامبر خويش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را براي همه اديان غلبه دهد گر چه مشركان خوش ندارند .

2) « وَ لَقَد كَتَبنا فِي الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّكرِ اَنَّ الاَرضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ اِنَّ فِي هذا لِبَلاغَاً لِقَومٍ عابِدينَ »

و ما پس از ذكر (تورات) در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان صالح من به ارث خواهند برد .

و...

در اينجا دامن سخن بر مي چينم و با غزلي از عالم فرهيخته و عارف دلسوخته آيت الله غروي اصفهاني (كمپاني) به ياد آن يوسف گمگشته زهرا (س) نغمه سوز و عشق مي سرايم :

 دلبرا گر بنوازي به نگاهي ما را               خوشتر است اربدهي منصب شاهي ما را

 به من بي سروپا گوشه چشمي بنما           كه محال است جز از اين گوشه پناهي ما را

 بر دل تيره ام اي چشمه خورشيد بتاب            نبود بد تر از اين روز سياهي ما را

 از ازل در دل ما تخم محبت كشتند                 نبود بهتر از اين مهر گياهي ما را

 گرچه از پيشگه خاطر عاطر دوريم            هم مگر ياد كند لطف تو گاهي ما را

 با غم عشق كه كوهي است گران بردل ما   عجب است از نخرد دوست به كاهي ما را

 مفتقر راه به معموره حسن تو نبرد              بده اي پير خرابات تو راهي ما را         

 

>

[+] نوشته شده توسط یکی ار محبان به ولایت مهدی در 20:33 | |